سيد محمد دامادى
9
شرح بر تركيب بند جمال الدين محمد بن عبد الرزاق در ستايش رسول اكرم ( ص ) ( فارسى )
9 - آغاز انتشار دين اسلام قريش ، چون مانع ابلاغ رسالت پيامبر شدند ، پيامبر در اعياد رسمى و ايّامى كه اعراب قبايل اجتماع داشتند ، حضور يافته ، با افرادى از اعراب يثرب ( مدينهء منوّره ) از طايفهء أوس كه با اوصاف پيامبر - پيش از آن از زبان يهود آشنا بودند - به گفت و گو مىپرداخت و هفت تن از آنان كه عوامل انتشار اسلام در مدينه بشمار مىرفتند - به او ايمان آوردند . در سال بعد ( دوازدهم پيامبرى ) دوازده مرد كه ده تن از « أوس » و دو تن از « خزرج » بودند ، به ديدار وى آمدند كه پنج تن از ايشان در شمار افراد سال پيش بودند و در عقبهء اولى به او ايمان آورده ، و با پيامبر در مسايل مورد علاقهء وى ، بيعت نموده به سوى مدينه بازگشتند و اسلام را در آنجا آشكار ساختند . در سال بعد ( سيزدهم نبوّت ) هيأتى مركّب از هفتاد تن مرد به همراه دو زن به نزد پيامبر آمده ، اسلام آورده و در « عقبهء ثانيه » با وى بيعت كردند آنگاه از ميان آنها ، دوازده نقيب [ من كانت رتبته تعادل رتبة رئيس ] برگزيد ، به گونهيى كه هر عشيره ، نقيبى يافت و به مدينه رهسپار گرديده و اسلام را در ميان مردم آنجا پراكندند . 10 - دورهء سوم : از هجرت تا وفات هجرت به مدينه در « سيرة النبىّ » انشاى رفيع الدّين اسحاق بن محمّد همدانى درباره هجرت پيامبر ( ص ) مىخوانيم : « . . . قريش ، چون بديدند كه سيّد ، عليه السّلام را تبعى و مددى حاصل شد و أهل مدينه با وى بيعت كردند و صحابه به پيش ايشان شدند ، گمان بردند كه سيّد ، عليه السلام ، نيز هجرت نمايد ، و زيادت تبع و مدد وى را حاصل شود و آن وقت لشكر كند و به جنگ ايشان آيد . چون ايشان را اين ظنّ در افتاد ، ميعاد ساختند و مهتران قوم كه بودند در دار النّدوة جمع شدند ، تا در كار وى ، رايى زنند و از بهر وى تدبيرى بر انديشند . پس چون به دار النّدوه مىرفتند ، در راه ابليس بر مثال پيرى موقّر ديدند كه بر سر ، طيلسانى و عصايى در دست دارد . او نيز با ايشان موافقت كرد . و مىرفت ، تا به دار النّدوة رسيدند . چون بدان جاى رسيدند ، از وى پرسيدند كه : اى پير ترا چه كار است ؟ گفت : من از اهل